تبلیغات
تاریخ ایران - فروهر
یکشنبه 9 آبان 1389

فروهر

   نوشته شده توسط: حسین موسوی    

فروهر یکی از قوای باطنی انسان است که پیش از بدنیا امدن او وجود داشته و پس از مرگ او دگرباره به عالم بالا از همانجایی که فرود امده صعود کرده و پایدار بماند.نه انکه فقط انسان دارای فروهری است بلکه کلیه موجودات اهورامزدا دارای چنین قوه ای میباشند که از طرف افریدگار برای نگهبانی انها بسوی زمین فرستاده شده است.فنا و زوال جهان مادی را در این قوه جاویدانی ایزدی که در باطن مخلوقات مانند موهبت اسمانی به ودیعه گذاشته شده,راهی نیست.The image “http://www.javanblog.com/uploads/p/10103132450.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

جرم و خطای موجودات نیز در طی زندگانی,دامن پاک او را الوده نتواند نمود.به همان پاکی و تقدس ازلی خویش,پس از جدایی روح از بدن بسوی بارگاه قدس پرواز نموده و در ساحت پروردگار به سر برد.

فروهر از خصایص مزدیسنا و از ازکان مهم این دین کهن است. در سراسر ویسپرد و وندیداد و یشتها و خورده اوستا و کلیه کتب مذهبی پهلوی و پازند مفصلا از فروهر سخن رفته است.بلندترین یشت اوستا که یشت سیزدهم است,مختص به ان است و موسوم است به فروردین یشت.
یسناهای26و23 به فروهر اختصاص دارند.در گاتها به کلمه فروهر برخورد نمیکنیم و فقط در یکجافروشی(فروهر)ذکر شده.اما فروهر چیست؟
این کلمه در اوستا فروشی و در فرس هخامنشی فرورتی و در پهلوی فروهر faravahar میباشد.فروردین که اسم عید ملی ماست و اسم نخستین ماه سال است از همین کلمه است.مستشرقین را در سر معنی فروشی اختلاف است.در سنت مزدیسنان این کلمه را از ریشه ای که شبیه به لغت "ورذ"است(vardh)
که ورذ کلمه ای سانسکریتی است.و انرا در سنت به معنی گواراندن و پروریدن گرفته اند.نیریوسنگ دستور معروف سنجان در اواسط قرن یازدهم میلادی در ترجمه سانسکریت یسنا,فروشی را به کلمه سانسکریت ورذیvrddhi ترجمه کرده است.بنا بر این فروشی روح یا قوه و یا فرشته ایست که به گواراندن غذا موظف است.در ادبیات متاخر نیز همین معنی از فروهر اراده شده است.چنانکه در صد در بندهش امده:"فروهر را کار انست که طعامی و چیزی که خورند نصیب به وی دهند و هر ثقیل و ثقله است بیرون اندازد و جزم کند."دارمستتر به دانشمندان پیشین روی نموده و فروشی را به معنی پروریدن و غذا دادن تصور نموده است.بنا به نظر مستشرقینی چون اوپرت ,اشپیگل,گیگر,یوستی,دهارلز,هوگ,تیل و ...... که از دانشمندان متاخرند,معنای سنتی فروشی کاملا مردود است و نباید به معنی سنتی وزنی داد.بی شک فروشی مرکب است از فر+ وشی.
کلمه فروشی به کلمه فرشته مربوط نیست.فرشتک پهلوی و فرشته فارسی همان به معنی فرستاده میباشد.در اوستا 5 قوه باطنی برای انسان تشخیص داده شده است که این قوا از حیث رتبه با هم برابر نیستند و برخی بی اغاز و بی انجام هستند و بعضی فناپذیرند.
نخستین قوه را "اهو"که جان معنی میدهد ترجمه کرده اند و قوه حیات و زندگانی و حرارت غریزه که فناپذیر است.
دومین "دئنا"است که در پهلوی و فارسی به ان دین گوییم.دین به معنای وجدان و حس روحانی و ایزدی انسان است که این قوه,فنا ناپذیر است و اغاز و انجامی ندارد.این دین است که در سر پل چینود به صورت دختر زیبا یا زنی پتیاره و زشت بر انسان ظاهر میشود.
سومین"بئوذ"استbaodha در پهلوی بوذ و اکنون بوی گویند و ان قوه فهم انسانی و دراکه است و موظف است هوش و حافظه و قوه تمییز را اداره کند.با بدن بوجود می اید ولی پس از مرگ فنا نمیشود و با روان پیوسته به جهان دیگر می رود.
چهارم "اورون"استurvan که امروزه روان گوییم.این قوه مسئول اعمال انسانی است.چون انتخاب بد و خوب با اوست,ناگزیر کردار نیک و زشت از او بازخواست خواهد شد.روان موظف است که همیشه خوب را برگزیند و در جهان اخرت,روان مرد پاک با فروهر پیوسته با هم بسر برند.
پنجم فروشی است.اگر متعلق به مرد نیکوکار باشد. و اگر متعلق به ناپاک انسانی باشد,انرا دیو خوانند. در صد در بندهش امده است:"فروهر یک مرد شریر با بوی و روان در جهنم بسر خواهند برد."دیو به منزله فروهر مجرمین است.این قوه به معنی حافظه و نگهبان میباشد. انسان و کلیه مخلوقات اهورامزدا این قوه را دارند. هر یک از اجسام سماوی و اتش و اب و گیاه و جانوران سودمند را فروهر مخصوصی است.حتی خود مزدا اهورا و امشاسپندان و ایزدان را فروهری است که فروهر اهورامزدا بزرگتر و بهتر و زیباتر و پایدار تر و باهوشتر و رساتر و مقدس تر نامیده شده است.
در فصل اول بندهش در فقره 8 امده:"پیش از افرینش عالم مادی ,اهورامزدا عالم فروشی را بیافرید. یعنی انچه که بایستی در دنیا ترکیب مادی  گیرد.از انسان و جانور و گیاه وغیره.پیش از ان صور معنوی انها موجود بوده است.عالم فروشی در مدت سه هزار سال طول کشیده است.پس از انقضای این دوره روحانی از روی صور معنوی,فروشی ها گیتی با انچه در انست ساخته شده است و انچه بعدها پا به دایره وجود خواهند گذاشت نیز از همین صور معنوی پدیدار خواهد شد.
اخرین فروهری که به زمین فرود خواهد امد,فروهر سوشیانت موعود مزدیسناست و پس از ان اخر الزمان است."این عقیده از مزدیسنا با اندک تفاوتی وارد دین یهود گشته است که قائل شده اند از انکه روح انسانی را خداوند پیش از خلقت عالم بیافرید.همانطوریکه سوشیانت مزدیسنان اخرین خلقت بشر است,مشیاه(مسیح)یهود نیز اخرین روحی است که یهوه در قالب انسانی خواهد دمید و پیش از انکه کلیه ارواح به زمین فرود نیایند,مسیح بوجود نخواهد امد.
پیش از انکه مزدا به عالم فروشی ترکیب مادی دهد,بقول بندهش با فروهرها مشورت نمود و انها را ازاد و مختار گذاشت که جاویدان در عالم مینوی باقی بمانند یا اینکه به قالب جسمانی درامده,بضد اهریمن بجنگند.فروهرها پذیرفتند که در جهان با بدی ها بستیزند,چه میدانستند که در انجام پیروز شده و دیوها را شکست خواهد امد و بدی از جهان نابود گشته و نیکی و حیات ابدی دگر باره حکمروا خواهد شد.
فروهر از اسمان فرود می اید و از وقتی نطفه انسان بسته میشود تا دم مرگ,مسئول محافظت از انسان است.پس از مرگ جسمانی,فروهر به عالم بالا عروج میکند ولی با صورت جسمانی ترک علاقه نمیکند و بازماندگان  درگذشتگان هماره منظور او هستند و از ساحت اهورامزدا خوشی و خرمی انان را خواستار است.
عقیده به فروهر شبیه به عقیده بقای روح است که کلیه اقوام قدیم به ان قائل بوده اند ولی در مزدیسنا رنگ و روی مخصوصی گرفته و افکار لطیف فلسفی ضمیمه ان شده است که در هیچ دینی نظیر ان دیده نمیشود.
عقیده به فروهر به عقیده جمع کثیری از مستشرقین,از ایرانیان به شکلی داخل دین یهود شده و از انجا به سایر ادیان سامی نفوذ کرده.
غالبا در انجیل میبینیم که از برای انسان ملک و فرشته  مخصوصی قائل شده اند,بطوریکه تردیدی باقی نمی ماند از انکه فقط اسم فروشی اوستا به ملک تبدیل یافته باشد.

همچنین افلاطون تحت تاثیر فروشی مزدیسنا میگوید:"هر یک از اجسام را یک صورت ذهنی و معنوی موجود است,نه انکه فقط انسان و اتش و اب را چنین صورت باطنی موجود است,بلکه نیکویی و خوبی و عدالت نیز دارای چنین صورت ذهنی است.صورت ذهنی,قالب و سرچشمه کلیه اشیا است."

در مینو خرد امده است که:"ستارگان بی حد و مرزی که در اسمان دیده میشوند,فروهرهای مخلوقات جهان میباشند."
جشن نوروز:جشن فروردین  اوقات نزول فروهر هاست از اسمان برای دیدن بازماندگان.نظیر این جشن را که در سایر ادیان موجود است,عید اموات میگویند.
ابوریحان بیرونی گوید:"این عید ده روز طول میکشیده .اخرین پنج روز اسفند ماه را نخستین فروردگان و پنجه وه را دومین فروردگان میگفته اند"خسرو انوشیروان در مدت ده روز جشن,سفیر امپراطور روم,justin را به حضور نپذیرفت چه مشغول بجای اوردن اعمال عید بود.مینو خرد فقط 5 روز کبیسه اخر سال را فروردیان مینامند. به نخستین ماه سال به مناسبت نزول فروهر ها از اسمان,فروردین نام داده اند.هنوز هم در ایران زمین,در این اوقات,خانه می ارایند و همه جا را پاک میکنند و جامه نو به تن پوشیده,بوی خوش بخور میدهند و گل و شیرینی می نهند.دعا کرده و نماز میگذارند و در خوانچه ای هفت سین می نهند که هفت,اشاره به هفت امشاسپندان میباشد.ابوریحان بیرونی در اثار الباقیه مینویسد:"در اوقات فروردگان,در اطاق مرده,و در بالای بام خانه در ایالات فارس و خوارزم ایران,برای پذیرایی از ارواح,غذا میگذارند و بوی خوش بخور میدهند.
اما پاره ای از نامه مینوی یشتها در باره فروهر :
"از پرتو فر و شکوه فروهرهاست که من اهورامزدا,اسمان و زمین و انچه در روی ان ست را از رودها و گیاهان و جانوران و مردم را نگاه میدارم.از پرتو فروهر هاست که بچه ها را در شکم مادر حفظ میکنم و اینچنین خواهد بود تا دامنه رستاخیز.روزی که مردگان را برانگیزانم و استخوان و گوشت و اعضا و احشا و موی انان را دگر باره به هم بپیوندم.اگر یاری فروهر های پاکان نبودی,هر اینه نه گیتی پایدار ماندی و نه انسان و نه ستور.سراسر جهان گرفتار چنگال دیو دروغ میشدی. از پرتو فروهرهاست که زن به نعمت فرزند میرسد و به اسانی وضع حمل میکند. از پرتو فروهر هاست که مرد,فصیح زبان گردد.از پرتو فروهرهاست که افتاب و ماه و ستارگان راه خود پیمایند. از پرتو فروهرهاست که ستارگان و ماه و افتاب ,سیر پیش گرفتند و اب روان گردیدو گیاه بالیدن اغاز نمود." (فروردین یشت)


What do you do for a sore Achilles tendon?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 09:32 ق.ظ
You made some good points there. I looked on the web for
more info about the issue and found most individuals will go along with
your views on this site.
gary8nixon18.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:34 ب.ظ
My brother suggested I might like this web site. He was totally right.
This post actually made my day. You can not imagine just how much time I had spent for this info!
Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر